سايت مذهبي ذاكرين سايت مذهبي ذاكرين .

سايت مذهبي ذاكرين

نوحه دست كشيدم از همه دنيا

مداحي

دست كشيدم از همه دنيا
تا كه شيش گوش تو رو ديدم
من يه عمره مجرم عشقم
تو بكن كروبلا تبعيدم
+
خدا شاهد كه خيلي شب ها
ياد كروبلا گريه كردم
مادرم دعا كرده تو حقم
كه برم حرم و بر نگردم
++
كربلاي روياي اين دل شيدامه
تو حرم بميرم من كه از خدامه
دار و ندارمو به شما مديونم
هر چي دارم از الطاف آقامه

ثارالله

زندگيمو به تو مديونم
نذر عشق تو تن و جونم
تو كه جاي خود داري آقا
من سگ رقيه خاتونم
+
داره عمرم ميره تو هيئت
بده به نوكراتون بشارت
تو رو به جون حضرت عباس
بده اذن مو بيام زيارت
++
نوكرت رو اسمت بد جوري حساسه
سينه چاك تو و حضرت عباسه
حرف حساب من اينه فقط حرم
نمي دونم چه جور امضا كن خلاصه

ثارالله ثارالله

پهلوون پهلونايي با مرام و با وفا عباس
ثاني حيدر كراري شمايي دست خدا عباس
+
آقا پادشاه عالميني لقبت شده خداي احساس
فرموده آقام امام سجاد رحم الله عمي العباس
++
خشم تو يك جلوه از قضب بابات
كشته ميده والله جذبه ي چشمات
ميگن كه وقتي كه سوار مركب بودي
به رو زمين چيره ميشه پا ها


برچسب: ، بهترين مداح، دانلودمداحي، مداحي جديد، مداحي زيبا، مداحي عاشورايي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۹ شهريور ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۲۹:۳۶ توسط:faezeh موضوع:

متن دارد سكوت ممتد تو مي كشد مرا

شعر مذهبي

دارد سكوت ممتد تو مي كشد مرا
اين زخم هاي بي حد تو مي كشد مرا

حرفي بزن بيا به سكوت خرابه ها
حالا كه تازيانه شده سهم لاله ها

حرفي بزن تمامي دار و ندار من
از روي ني بيا بنشين در كنار من

پيشاني ات شكسته بميرم براي تو
لب تشنه اي تمام وجودم فداي تو

خون مي چكد ز گوشه ي لبها هنوز هم
شرمنده است حضرت سقا هنوز هم

عالم فداي آن لب عطشان تو حسين
زمزم شده است مست و پريشان تو حسين

حرفي بزن عزيز دلم آسمان من
جان مي دهم ز دوري تو روح و جان من

قرآن بخوان به صوت حزين اي قرار من
اي كشته ي غريب خدا، شاه بي كفن

اين زينب است زينب تنهاي تو حسين
مجنون دلشكسته و شيداي تو حسين

باور نداشتي كه پريشان ببيني ام
با دست بسته مضطر و گريان ببيني ام

دشمن غرور حيدري ات را شكست… نه
آن غيرت پيمبري ات را شكست … نه

معجر هنوز روي سرم هست غم مخور
زينب كنار اهل حرم هست غم مخور

رحمي بكن به حال پريشان دخترت
در حيرت است خيره به سر نيزه و سرت

روحش هزار تكه و قلبش شكسته است
چشم انتظار صحبت بابا نشسته است

وقتي كه از حوالي مقتل عبور كرد
بي تو تمام خاطره ها را مرور كرد

آنقدر روي خار مغيلان دويده بود
پاهاي كوچكش همه زخم و بريده بود

نزديك قتلگاه تنت را كه ديده بود
از زندگي بدون پدر دل بريده بود

از بس كه خسته بود و غم و دردسر كشيد
ديگر نخواست بي تو بماند و پر كشيد


برچسب: ، ادبيات ديني، بهترين اشعار مذهبي، سايت مذهبي، شاعر مذهبي، شعر مذهبي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۹ شهريور ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۲۸:۳۹ توسط:faezeh موضوع:

مداحي شام غريبان

شام غريبان

زير نور كمي از ماه ، بدن ها پاره

خيمه ها سوخته ،جمعي ز حرم آواره

آنطرف تر تن هجده گل زهرا بي سر

اينطرف مقنعه و چادر و چندين معجر

آنطرف نعش امامي ته مقتل ، عريان

اينطرف جسم اماميست به خيمه سوزان

آنطرف ريخته هر سو بدن ثارالله

اينطرف خرمن آتش به تن آل الله

آنطرف تر همه كشته شده ها محترمند

اينطرف جمله شهيدان خدا بي كفنند

آنطرف خيمۀ كفار مرتب شده جمع

اينطرف خيمه اطهار بسوزد چون شمع

آنطرف بر سر هر نيزه سري بالا رفت

اينطرف آهِ دل از هر جگري بالا رفت

آنطرف همهمۀ حمله و غارت آيد

اينطرف زمزمۀ حصر و اسارت آيد

آنطرف پير و جوان قبلۀ مَردم شده ها

اين طرف بوته به بوته است پُر از گمشده ها

آنطرف صدر نشينند اميران سپاه

اين طرف خاك نشينند اسيران بِراه

آنطرف جايزه دارند سپاهي گمراه

اين طرف پيكر عريانِ اباعبدالله

آنطرف لشگري از غيرت و مردي محروم

اين طرف زير سم اسب امامي مظلوم

واي از حال دل فاطمه ، با چه حالي

طِي كند ناله كنان هر طرفِ گودالي

زينب آمد كه كند مادر خود را ياري

يا كه مادر كند از دختر خود دلداري

تسليت صاحب عزا ، يوسف زهرا ، مهدي

انتقام است فقط مَرهم غمها مهدي

مداحي شام غريبان
برچسب: ، اشعار شام غريبان، دلنوشته شام غريبان، متن شام غريبان، متن هاي كوتاه شام غريبان، نوحه شام غريبان،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۹ شهريور ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۲۷:۴۱ توسط:faezeh موضوع:

مداحي مردي كه تو دلش پر از آهه

روضه

مردي كه تو دلش پر از آهه

راز دلش رو چاه ميدونه

مردي كه تو چشاش پر از اشكه

اما لبش هميشه خندونه

مردي كه كوله بارش و بسته

يه دم و تو خونه ميمونه

چشماي خستش و به در دوخته

انگاري چش به راه مهمونه

مهموني كه داره مياد زهراست

عمريه داره روضه ميخونه

بسه تو دنيا موندنت اقا

دنبالت اومدم بريم خونه

هر جا تو باشي خونمون اونجاست

بي تو علي بهشت زندونه

راستي الان داريم ميريم خونه

گفتي وصيتاي اخر رو

گفتي بايد كجا بره زينب

گفتي گلاي ياس پر پر رو

گفتي علي به گوش عباسم

قصه مشك و تير اخر رو

گفتي برا حسن پسر هاش و

گفتي برا حسين اكبر رو

گفتي برا حسين مظلومم

تير و گلوي خشك اصغر رو

راستي بگو به زينبم دم اخر

پيروهن دوخته مادر رو

گفتي براي زينبم بايد

يه روز ببوسه زير حنجر رو

گفتي براش قصه غارت رو

گوشواره و خلخال و معجر رو

ميثم ديد آقا شب از خونه بيرون اومد شنيديد دنبال اميرالمومنين رفت، عمار، ميثم و مقداد از اين چيزا ديدن از مولا، اون شبم ديگه رفتن يه وقت آقا نزنن… يه نيمه شبم هلال ميگه دنبال حسين رفتم گفتم دور خيمه ها تاريكه، ديدم داره خارها رو از رو زمين برميداره جمع ميكنه؛ گفتم:چكار ميكني آقا؟ فردا اينا به خيمه ها حمله كنن بچه ها پاي برهنه تو بيابون؛ گودال اومد نشست شروع كرد گريه كردن…. وااااي

گفتي بايد كه از دل اتيش

نجات بده سه ساله دختر رو

گفتي يه روز ميبينه تو گودال

جون دادن و بريدن سر رو

حسين…..

مولا دست حسين تو دست عباسش گذاشت، اصلا دنيا بر اين منواله وقتي بابا بخواد سفارش كنه به داداش بزرگتر ميگه:مراقب داداشتون باشيد، به همين بهانه اومدن يوسف بردن… قمر بني هاشم تقريبا پانزده سالشه؛ يه جون پونزده ساله در نظر بگير دست حسين سي پنچ ساله رو گذاشت تو دستش، نگفت حسين مراقب داداش كوچيكت باش، گفت: پسرم مراقب همه اينها باش، همه رو به تو سپردم، زينب به تو سپردم، خواست تير از چشم در بياره از پاش كمك گرفت، همچين كه سر پايين آورد كلاخود از سرش افتاد، يه جوري زد اون نانجيب كه روي نيزه بند نشد سر……


برچسب: ، روضه هاي دلنشين، روضه هاي كوتاه، روضه كربلا، متن روضه، متن نوحه،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۹ شهريور ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۲۶:۳۳ توسط:faezeh موضوع:

شعر پرستوي سفيدم

نوحه

خبر عمو اومده نرسيده آب عزيزم
پسرك تشنه لبم لالايي بخواب عزيزم
پرستوي سپيدم پر مزن مرو مادر
دل از تو نبريدم دل مكن مرو مادر
خماري چشم تو تير به قلب رنجور ميزنه
پسركم گريه نكن دلم داره شور ميزنه
عمو نيومد ز سفر تا كه برات آب بياره
خدا كريمه پسرم شايد كه بارون بباره
بخند تا كه نبينم حال بيقراري رو
ببين بارون چشم از ابر نو بهاري رو
پرستوي سپيدم پر مزن مرو مادر
دل از تو نبريدم دل مكن مرو مادر

سرمو كنار مي برم برا خنكاي لبت
كه نريزه اشك چشام روي تركاي لبت
به بابا مي گم بدونه اگه علي شير نداره
اين آخرين سربازشه درسته شمشير نداره
كي گفته غمش آبه از غم تو بي تابه
مي دونم روي دستت تير ميادو مي خوابه
پرستوي سپيدم پر مزن مرو مادر
دل از تو نبريدم دل مكن مرو مادر

خبر عمو اومده نرسيده آب عزيزم
پسرك تشنه لبم لالايي بخواب عزيزم

پرستوي سپيدم پر مزن مرو مادر
دل از تو نبريدم دل مكن مرو مادر

اگه داري ميري سفر قرآن بگيرم رو سرت
تو ميري و پشت سرت بارون اشك مادرت
تو ميري و خيمه ميشه برا همه مثل قفس
نمي موني از غم تو ميمونه تو سينه نفس
بخند تا كه نبينم حال بيقراري رو
ببين بارون چشم از ابر نو بهاري رو
پرستوي سپيدم پر مزن مرو مادر
دل از تو نبريدم دل مكن مرو مادر

ميونه خيمه داره مادري زبون ميگيره
دل مادري كه شكست دل آسمون ميگيره
يه مادري شيش ماهشو به روي سينش ميزاره
بارونه تو ابر چشاش يا تو آسمون ستاره
رقيه شده بيهوش تا بري به آغوشش
بابات گفته درآره گوشوارش رو از گوشش

پرستوي سپيدم پر مزن مرو مادر
دل از تو نبريدم دل مكن مرو مادر

شعر پرستوي سفيدم
برچسب: ، دانلود نوحه، شعر نوحه، متن نوحه، نوحه آذري، نوحه كريمي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۹ شهريور ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۲۵:۳۲ توسط:faezeh موضوع: